تبليغاتX
می نویسم می نویسم از تو ... - بوی خوب خونمون wedding web site
سلامممممممممممممممممممممممممم

من برگشتم خونه دوست جونامممممممممممممم

خیلی خیلی خوشحالم دلم واسه خونمو و وبلاگم یه ذره شده بودددددددددد

منو بهترین ساعت ۷ بعد ظهر جمعه یعنی دیروز رسیدیم خونهو من تا وسیله هامو باز کردم اونم خوابید چون دل درد و سر درد بدی داشت بعدشم من کارامو کردمو و تا اون بیدار شد من خوابیدم و با سردرد میگرنی حاد اما لان خوبم و بهترینم رفته خواهرمو برسونه فرودگاه بره دانشگاهش و برگرده و منم کعنهو سکینه ها در حال جارو پارو هستم ....

بعدا می یام مفصلا توضیج می دماز دوست های خوبم ممنون که به یادم بودن  

دوستون می دارم هوارتاااااااااااااااااااااا یغما یا سوری خانوم به قول خواهرم از وقتی از سوریه برگشتم به من می گه سوری خانوم زودی می یام ....I Love You

+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 10:58 AM توسط یغما پرنده کوچک خوشبختی |